کد خبر: ۱۷۳
تاریخ انتشار: ۰۴ ارديبهشت ۱۳۹۳ - ۰۹:۲۱
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
گروهي از متخصصان و عالمان علوم ارتباطات معتقدند روزنامه‌نگاري يك معقوله عيني است. تفاوت دو مكتب اصلي روزنامه‌نگاري يعني روزنامه‌نگاري فرانسوي و روزنامه‌نگاري انگليسي- آمريكايي در نوع نگاه به موضوع‌هاي خبري است. نوشتن رويداد خبري يا گزارش در قالب داستان (story) و توصيف و تصويرسازي ركن اصلي در روزنامه‌نگاري فرانسوي است. اصلي كه نسل دهه چهل و پنجاه (خورشيدي) روزنامه‌نگاران ايراني آن را از فرانسويان آموختند و در ايران آموزش دادند. در حالي كه روزنامه‌نگاران انگليسي- آمريكايي بر مبناي عيني‌گرايي و تحقيق استوار بود؛ هر چند كه از دهه هفتاد (ميلادي) روزنامه‌نگاري عيني نيز درباره (fiction) به تأمل پرداخت. اريك رولو روزنامه‌نگار فرانسوي در مصاحبه‌اي اذعان مي‌كند: بايد صريح و صادقانه بگويم چيزي به نام عيني گرايي وجود ندارد. اجازه بدهيد يك مثال روشن بزنم؛ عكاس شما الان دارد از ما عكس مي‌گيرد. اگر او از سمت راست ما عكس بگيرد با يك صحنه و مواجه مي‌شويم و اگر از سمت چپ، عكس بگيرد با صحنه و فضاي ديگري مواجه خواهيم شد. اما اگر از بين من و شما عكس بگيرد و فلاش خود را به طرف بالا بگيرد، عكس چهره‌هايي مبهم را خواهد گرفت. هر سه عكس ظاهراً حالت عيني دارند و هر سه عكس ظاهراً تصويري از واقعيت هستند. اگر پاي عكاس دوم و همچنين عكاس سومي هم در ميان باشد و آنها نور اين اتاق را كم كنند و عكس‌هايي از جهت پايين به بالا از ما بگيرند، چهره‌هاي وحشتناكي از ما عرضه مي‌شود.
يك عكاس ديگر ممكن است از همين زوايا اما با لنز ديگري شروع به عكس گرفتن كند، باز هم نتيجه فرق خواهد كرد. آنها ممكن است ذائقه هنري خودشان را هم اعمال كنند؛ پس ببينيد ما نمي‌توانيم عيني‌گرا باشيم. روزنامه‌نگار نمي‌تواند عيني‌گرا باشد اما مي‌توانيم از او بخواهيم كه صادق باشد و صداقت داشته باشد و حقيقت را بگويد... روزنامه‌نگار يك انسان است. او صادق است و در كشوري متولد شده است، و با سنت‌ها، فلسفه و نياكان خود بزرگ شده است. بنابراين، يك چارچوب فكري دارد. او به مدرسه مي‌رود و مسائل علمي و غيرعلمي را مي‌آموزد. ممكن است بعدها جذب يك تفكر يا گرايش سياسي شود. پس مي‌بينيد كه چند عامل در شكل گرفتن يك روزنامه‌نگار دخالت دارند و اين تفكر و شخصيت در نوشته‌هاي او هم تبلور مي‌يابد. او در واقع بازتاب همين عوامل متشكله‌اي است كه از او يك انسان روزنامه‌نگار مي‌سازد. به همين دليل او عيني نيست بلكه ذهني است. اما همانطور كه گفتم، آدم‌ها با آرا و تفكرات و چارچوب‌هاي فكري مختلف، همه بايد بتوانند ديدگاه‌هايشان را عرضه كنند.
آنچه رولو مي‌گويد حقيقتي است كه در كار روزنامه‌نگاري در هر حال وجود دارد. اگر پنج خبرنگار براي تهيه خبر و گزارش از يك رويداد (مثلاً از آتش‌سوزي در يك ساختمان) به محلي اعزام شوند، خبرنگاري گزارش خود را با اشاره به «شعله‌هاي آتش از هر سو زبانه مي‌كشد» شروع مي‌كند.
ديگري از تلاش آتش‌نشانان كه «با شتاب نردبان‌هاي را بالا مي‌برند تا به منبع آتش دسترسي پيدا كنند» و ديگري از «افرادي كه در محاصره آتش در دلهره و نگراني و ترس از مرگ قرار گرفته‌‌اند» و چهارمي از «ازدحام مردمي كه در مقابل ساختمان گرد آمده‌اند و نظاره‌گر عمليات اطفا و امداد هستند» و خبرنگار پنجم گزارش خود را با اين جمله آغاز مي‌‌كند «اجساد سوخته زنان و كودكاني را كه فرصت فرار پيدا نكرده‌اند، در ميان بهت و ناباوري مردم از ساختمان خارج مي‌كنند». اين امر از آنجا ناشي مي‌شود كه زاويه ديد هر خبرنگار با ديگري تفاوت دارد و هر يك داستاني را به ذوق او همخواني دارد از رويداد به رشته تحرير درمي‌آورد.
پرورش تخيل در روزنامه‌نگاري
خبرنگاران گروه‌هاي حوادث و نشريات از جمله خبرنگاراني هستند كه منبع گسترش و پردازش گزارش‌هاي آنان از حوادث مختلف مانند قتل، سرقت، تصادم، اخبار دادگاه‌ها و ... صرفاً ذهن آنهاست.
حوادث معمولاً اتفاق مي‌افتد و سپس آنان در محل حادثه حاضر مي‌شوند و گاه گفته‌هاي‌ شاهدان عيني يا پليس تنها منبع اطلاعاتشان از حادثه است و گاه پرونده‌اي را ورق مي‌زنند و از حادثه آگاه مي‌شوند. آنچه حوادث در نشريات به چاپ مي‌رسد، پردازشي است كه از ذهن آنان مايه مي‌گيرد و وقايع را چنان بازگو مي‌كنند كه خواننده نشريه تصور مي‌كند كه خبرنگار خود شاهد ماجرا و حادثه بوده است.
حسين قندي

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: