کد خبر: ۱۵۵
تاریخ انتشار: ۰۲ ارديبهشت ۱۳۹۳ - ۱۵:۰۴
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
در سالهاي اخير شاهد شكل‌گيري گونه تازه‌اي از عمليات و جنگ‌هاي رواني هستيم كه توجيهات لازم را براي اقدامات نظامي فراهم مي‌آورند. در اين فرايند حوزه‌هاي افكار عمومي و رسانه‌هاي طرفين به خاكريز اول برخورد تبديل شده‌اند. بنابراين مهم‌ترين رسالت و محور كاري رسانه ها، توليد تصويري مطلوب و معقول از جمهوري اسلامي درسطح منطقه و جهان است. براي اين منظور ضرورت دارد فعاليت‌هاي رسانه‌اي ما از حالت عمدتاً تدافعي فعلي خارج شود. فعاليت انفعالي مذكور موجب درون‌نگري شده و سطح بالايي از هزينه‌ها صرف هدايت افكار عمومي داخلي مي‌شود. براي رفع اين مشكل بايستي به يك «فعال رسانه‌اي» تبديل شده و با ايفاي نقش ايجابي، برون‌گرا شويم. اين عملكرد در حوزه منطقه و نظام بين‌الملل مستلزم سياستگذاري در سطح كلان ملي است وليكن به لحاظ شكلي نيز رسانه بايستي قالب مناسب خود را بدست آورد. موضوع اصلي اين رويكرد، مهارت انساني و فناوري به استخدام گرفته شده است.
موضوع فناوري آنقدر مهم است كه امروزه خيلي‌ها بحث جهان ارتباطات را با همين ابزارهاي ارتباطي مي‌شناسند و وقتي مي‌خواهند تاريخ تحول ارتباطات را بگويند آن را با تاريخ تحول فناوري اطلاعات بيان مي‌كنند. از ديگر سو براي داشتن رسانه برون‌گرا محيط‌شناسي و مخاطب‌شناسي در نظام بين‌الملل و همچنين داشتن دانش و توان تئوريك براي توليد محتواي فاخر ضرورت دارد كه در اين بخش نيز فناوري نقش تسهيل‌كننده و مهمي خواهد داشت.
دكتر جوتوئيست پژوهشگر جامعه  در رسانه‌هاي ديجيتال، سال 2005 را سال شهروندان ديجيتال ناميده و معتقد است با افزايش گستره گزارشگري شهروندان، رابطه بين توليدكننده و مصرف‌كننده بايد دوباره تنظيم شود. وي با ارائه آماري از تعداد گزارشات، عكس و فيلم‌هاي ارسالي توسط مردم از حوادثي چون سونامي، انفجارهاي متروي لندن و تندبادهاي آمريكا نشان مي‌دهد كه شهروندان بيش از هر زمان ديگري به كمك فناوري‌هاي نوين نسبت به توليد خبر اقدام كرده‌اند.
سیر پیشرفت فناوري اطلاعات
اگر به تاريخچه رشد اين فناوري در جهان نگاه کنيم، چند مرحله مشخص را مي‌توان يافت. تا دهه 60 ميلادي، فناوري اطلاعات خلاصه مي‌شد در مفهوم ابزاري كارآمد براي انجام محاسبات و پردازشهاي اوليه و سازمان‌ها صرفاً در جهت داده‌پردازي از آن بهره مي‌بردند. براي نخستين بار در دهه 70 ميلادي، ارزش اطلاعات و سيستم‌هاي رايانه‌اي براي پردازش آن مورد توجه قرار گرفت. مفهوم سيستم‌هاي اطلاعات مديريت هم از همان زمان پيدا شد وقتي كه سازمان‌ها و مديران آنها به نقش كليدي اطلاعات در امر مديريت و كنترل امور سازمان‌ها توجه نشان دادند. ولي تا قبل از دهه 80 ميلادي اهميت سيستم‌هاي اطلاعاتي در حد پشتيباني فعاليت‌هاي اصلي سازماني محدود مي‌شد. پس از اين تاريخ، اين سيستم‌ها در فعاليت‌هاي اصلي و محوري سازمان‌ها حضور پيدا كردند، توليد به كمك تجهيزات رايانه‌اي متحول شد و رايانه‌ها در انواع فعاليتهاي خدماتي سازمان‌ها نقش محوري پيدا كردند. پس از دهه 90، كه به تدريج سيستم‌هاي يكپارچه اطلاعاتي سرتاسر سازمان و بنگاه اقتصادي را به يكديگر پيوند دادند و شبكه‌هاي ارتباطي راه‌ دور، امكان انجام فعاليتهاي كسب و كار را از هر نقطه‌اي فراهم آوردند، به تدريج مفهوم فناوري اطلاعات، به شكل جدي‌تر در جامعه مطرح شد و اين بار به عنوان ابزار كسب برتري و مزيت رقابتي بنگاههاي اقتصادي نسبت به يكديگر در جامعه مطرح شد.
براي نخستين بار در دهه 90، نقش اين فناوري در مديريت راهبردي سازمان‌ها پديدار شد. راهبردي بودن به اين معناست كه وجود اين فناوري در رسيدن سازمان به اهدافش نقش اساسي داشته باشد. امروزه يك بنگاه اقتصادي بر مبناي نقش راهبردي فناوري اطلاعات در مسير كسب مزيتهاي رقابتي جديد تلاش مي‌كند. اين رويكردي است كه براي كشور ما بسيار بديع بوده و تجربه‌هاي قابل توجهي را مبتني بر اين رويكرد نداشته‌ايم. حتي در دنيا هم توسعه كاربردهاي فناوري اطلاعات به عنوان يك عامل تحول سازماني و مؤثر در كسب و كار از نيمه دوم دهه 90 متحول شده و يك بحث متفاوت و نو را شكل داده است.
امروزه در سازمان‌هاي پيشرو، به تكنولوژي اطلاعات به عنوان يك عنصر توانمندساز نگاه مي‌كنند كه مي‌تواند سازمان را آن چنان متحول كند كه قادر باشد قابليت‌هاي شگرفي را از ديدگاه بهره‌وري و كارايي ارائه دهد. البته نگرش سنتي هم كماكان در بسياري از سازمان‌ها پابرجاست و قاعدتاً چنين سازمان‌هايي نمي‌توانند نقش پيشتاز در صنعت خودشان ارائه دهند و عمدتاً در سطح پاييني از ارزش افزوده و به صورت دنباله‌رو حركت مي‌كنند. همين مسئله در مورد دولتها هم ديده مي‌شود. يعني دولتهايي كه درصدد برآمدند كه نظام اداري‌شان را بهره‌ور كنند و به تكنولوژي به ويژه تكنولوژي اطلاعات، نگرش پشتيبان داشتند، در اين راه موفق نبوده‌اند.
علي‌ايحال تغييرات گسترده و پيشرفتهاي حاصله در عرصة فناوري اطلاعات و ارتباطات خصوصاً در دهه اخير، ضرورت تجديدنظر در مسائل مختلف سازماني را امري اجتناب‌ناپذير كرده است. فراگير شدن استفاده از فناوري اطلاعات و ارتباطات نظير اينترنت، پست الكترونيك، شبكه‌هاي رايانه‌اي و سيستم‌هاي يكپارچه اطلاعاتي باعث شده است تا شكل‌هاي سازماني نويني بوجود آيند كه با سازمان‌هاي سنتي و ديوان‌سالار متفاوت‌اند. واقعيات مذكور الزامات و محدوديت‌هايي را بر آنها تحميل مي‌كند كه در اندك زماني قبل طرح آنها ضرورتي نداشت. به تبع تغيير در ساختار سازمان‌ها در عصر جهاني شدن فرهنگ و اقتصاد و هر چه بيشتر رقابتي شدن آنها در نحوه ارائه خدمات به ذينفعان مختلف نيز تغييرات اساسي بوجود آمده است. نسل دوم و سوم وب از جمله شبکه های اجتماعی بر روی این بستر امکان رشد و نمو یافته اند، هر چند ما نیز از این امکانات استفاده مي‌کنیم و لیکن تا به قواعد اساسی آن تن ندهیم نمی توانیم نقشی اساسی برای خود قائل شویم و این امر درگرو طی مسیر نسبتا دشواریست که تاکنون از آن دوری گزیده‌ایم.
تأثيرپذيري مضاعف رسانه‌ها از پيشرفت‌های فناوري اطلاعات
يكي از اهداف اصلي توسعة فناوري اطلاعات1 ، استفاده از اين ابزار به عنوان يك ابزار بهبود كلية فرايندهاي اجرايي، توليدي و خدماتي سازمان است و موجب ارتقاء، بهينه‌سازي و بازآفريني محيط و فضاي جديدي براي فعاليت‌هاي فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي می‌گردد.
اين تحول در كسب و كار بسياري از سازمان‌ها و صنايع قابل مشاهده است. بطور مثال در شركت‌هاي ساختمان‌سازي، بيمارستان‌ها و صنايع نفت، بسياري از محاسبات و تحليل‌هاي داده‌اي توسط ابزارهاي سخت‌افزاري و سيستم‌هاي نرم‌افزاري امكان‌پذير و سهل‌الوصول شده است. تكنولوژي بكار رفته در دستگاه‌هاي جديد امكان ساخت ساختمان‌هاي مرتفع، مراقبت از بيماران بحراني به كمك حسگرهاي مختلف رايانه‌اي و بهره‌وري بيشتر از مخازن نفتي(به واسطه تزريق دقيق گاز لازمه به منابع) را فراهم آورده است. به طور مشابه در سطح رسانه‌ای با ایجاد و تاثیر گذاری شبکه های اجتماعی، کانال های اختصاصی مبتنی بر بستر اینترنتی نظیر یوتیوب و تحولات در سازوکارهای فنی سازمان صداوسيما شاهديم كه به كمك تغيير تكنولوژي، فرصت‌هاي جديدي همچون امكان بهره‌برداري بهتر از فضاي فركانسي و ارسال كانال‌هاي بيشتر فراهم آمده، نرم‌افزارهاي مربوط به برنامه ریزی و توليد برنامه‌ها نيز تا حدود خوبی امكان مديريت پروژه‌هاي توليدي را فراهم آورده و... وليكن تحولات ناشي از فناوري اطلاعات در بازار رسانه‌ها جنبه مهم ديگري نيز دارد و آن تحول در اصل و جوهر كسب و كار رسانه‌ها، يعني فرايند پيام است (مانند حركت جوهري در فلسفه).2
در مثال فوق، براي شركت ساختمان‌ساز كاركردهاي يك اسكلت‌ بتني يا فلزي و براي پزشكان بيمارستان ماهيت بيمار دچار چنين تحولاتي نشده است. به نظر مي‌رسد پيچيدگي رفتارهاي انساني به عنوان عنصر اصلي در يك فرايند رسانه‌اي(چه در نقش مخاطب يا توليدكننده و توزيع‌كننده پيام و اطلاعات) و اجزاي يكسان اطلاعات و پيام، يعني «داده»3 منشاء اين تغييرات اساسي است. در اين عرصه بشر شاهد پيدايش نظام‌هايي از ارتباطات بوده كه توزيع و انتقال سريع و گسترده پيام‌ها را از يك نقطه به نقطه ديگر امكان‌پذير ساخته است. اين نظام‌ها، ابتدا از طريق الكتريكي كردن داده‌هاي يكدست شده و سپس با پيشرفت‌هاي روزافزون تكنولوژي‌ها از راه ديجيتالي كردن آنها توانسته است بر عوامل فضا، زمان و مكان غلبه كند. به دنبال اين فرايند، اطلاعات به عنوان نماد و دستمايه توسعه همه‌جانبه و پايدار جوامع مدرن، شناخته شده و ديگر بدون دسترسي به آن هيچگونه تحول چشمگيري قابل پيش‌بيني و ميسر نيست. چنين وضعي سبب شده كه در سالهاي اخير محققان و دانشمندان همه جا از انفجار اطلاعات، انقلاب تكنولوژي‌هاي ارتباطي، عصر رايانه و عصر رسانه‌هاي الكترونيك و رسانه‌هاي بر خط4 سخن به ميان آورند. درست به همين علت است كه يكي از محدود اجلاس‌هاي سران كشورهاي جهان با موضوع جامعه اطلاعاتي5، ناظر به مفاهيم فوق، در آغاز قرن 21 شكل گرفت.
نسبت رسانه های دولتی و جامعه اطلاعاتي
خط سيري كه فناوري اطلاعات پيمود تا رسيدن به معيارهاي جامعه اطلاعاتي تبديل به دغدغه همه كشورها شود شايسته دقت نظر و تأمل است. «مانوئل كاستلز» تكنولوژي ارتباطات و اطلاعات را عامل تحول در حيات جهاني، فضا و روابط اقتصادي جديد، فرهنگ و سياست جديد دانسته و اين فضاي جديد را «جامعه شبكه‌اي» مي‌نامد كه در گستره‌اي جهاني عمل مي‌كند و پايه‌گذار يك «نظم نوين اجتماعي» است. اين مفهوم، نخست مدعي جامعه‌ساز بودن اطلاعات است. جامعه اطلاعات، نوسازي فرايندهاي اجتماعي از جمله روش زندگي، كار، آموزش و ساير فعاليتها با استفاده از فناوري‌هاي اطلاعات و ارتباطات(IT) است، اين فناوري تمام جنبه‌هاي زندگي مردم را تحت‌الشعاع قرار داده است. در اين جامعه، اطلاعات براي همه توليد، پردازش و منتشر مي‌شود و تمام فعاليتها از جمله فعاليت‌های دولتي، تجاري و آموزشي به صورت الكترونيكي درمي‌آيد و اين امر جامعه را متحول مي‌سازد وليكن پيش شرط‌هاي اساسي تحقق آن در گرو تحقق شرايط خاص اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و سياسي است تا زيرساخت‌های تكنولوژيكي.
متاسفانه نوع بكارگيري كارشناسان رايانه در سازمان های رسانه‌ای دولتی نشان از آن دارد كه نقطه قوت فناوري اطلاعات و علوم رايانه و نقطه ثقل تحولات يعني دانش سيستمي6 ، طراحي مفهومي و نرم‌افزار رايانه، مهجور مانده و بجز حرکت‌های محدود اصلاحی، شاهد تحول اساسی در روشها و درآمدزایی متناسب نبوده‌ایم. تبديل نقطة ثقل فناوری اطلاعات به محدوده هایی چون خرید سخت‌افزارهای جدید و ایجادشبكه‌، بکارگیری نرم افزارهای تدوین و صفحه بندی و ...، بدون برنامه‌ريزي براي تدوين معماري اطلاعات سازمان، طراحي سيستم‌هاي جامع، ارائه سرويس‌هاي ارزش افزوده و... امروزه سازمان های رسانه‌ای کشور را در شرايطي قرار داده كه از حداقل‌هاي مزيت فناوري جديد استفاده مي‌كنند.
متأسفانه آنچه كه از فناوري اطلاعات در وهله اول به چشم مي‌آيد جنبه‌هاي تكنولوژيك آن است كه شيفتگي بيش از حد به اين لايه، سرابي است كه چشم اغلب سازمان‌ها و عوام را به خود معطوف كرده و آنها را از فهم فلسفه و مباني(لايه‌هاي بالاتر) كاربردهاي فناوري اطلاعات غافل نگه‌داشته است. چه بسيارند سازمان‌هايي كه به آخرين تجهيزات و مدل‌هاي فناوري رايانه‌اي مجهزند اما كمترين منافع مترتب بر آن را جذب كرده‌اند.
فرهنگ رسانه‌اي جديد در سايه فناوري اطلاعات
در اثرشیفتگی مذکور و غفلت سیاستگذاران مرتبط، تهدیدهای جدیدی ، عمدتا بر پايه پيشرفت تجهيزات فناورانه شکل گرفته که توجه به کارکردهای مرحله‌اي و شبه دومینوي آنها در جوامع قابل تامل است. متاسفانه بسياري از دست‌اندركاران حوزه فرهنگ نمي‌توانند مزاياي پروژه‌هاي بين رشته‌اي در ارتباط با رسانه‌هاي جديد را درك كنند و آنها را به بهانه اين كه با مقولات و ساختارهاي مالي از پيش تعيين شده همخواني ندارند، ناديده مي‌گيرند. در حال حاضر افراد، گروه‌ها و سازمان‌ها همه مي‌توانند پروژه‌ فرهنگي خود را بطور ارزان ايجاد و مديريت كنند، خواه اين پروژه اثري هنري باشد و خواه يك سرويس‌دهنده اينترنتي با بخشهاي مختلف. اين گروه‌ها(به كمك اينترنت) در حال كم رنگ كردن نقش رسانه های دولتی به مثابه بازيگر اصلي در حوزه فرهنگ هستند. امروزه فناوري‌هاي ديجيتالي جديد، خاصه شبكه‌هاي ارتباطي وابسته به اينترنت يكي از ابزارهاي مهمي است كه ايجاد مدل‌هاي كاملاً جديد محصول فرهنگي، مديريت و توزيع اطلاعات را تسهيل كرده است.
آثار تحولات فناوري بر پيامگيران ایرانی
امروزه فرهنگ در غرب به صورت كالا درآمده و تجاري شده است و بازار خود را مي‌جويد، از همين رو بسياري از تئوري‌هاي بازار و كسب و كار در حوزه فرهنگ بكار گرفته مي‌شود.  بنابراين اگر نتوانيم در رقابت سختي كه در حوزه فرهنگ جريان دارد با دست پُر وارد شويم، بس زيانكار خواهيم بود.(الگوي مصرف كاربران ايراني اينترنت و سرويس‌هاي SMS در نوع خود منحصر بفردند.)
تكنيك‌ها و ابزارك‌هاي جديدي كه در پي همگرايي هر چه بيشتر فناوري‌هاي جديد ارتباطات راه دور، علوم رايانه و رسانه‌هاي سنتي عرضه مي‌شوند و روش‌هاي جديدي كه براي بهبود كاركرد رسانه‌هاي معمول بكار گرفته مي‌شوند همه در جهتي است كه كنترل حكومت‌ها را كمرنگ مي‌كند. همزمان در اثر چنين ادغامي، جانشين‌هاي تازه‌اي براي رسانه‌هاي قبلي كه محدوديت‌هاي فني جدي داشت به وجود آمده است.
در عصر اول رسانه‌ها، گروه كوچكي از توليدكنندگان مي‌توانستند اطلاعات و اخبار را براي اقشار وسيعي از مخاطبان بفرستند وليكن هم‌اكنون كه وارد عصر دوم رسانه‌ها شده‌ايم گروه بزرگي از توليدكنندگان پيام با گروه بزرگي از مصرف‌كنندگان وارد صحبت مي‌شوند. در اين ميان مصرف‌كنندگان عادي به شهروندان با نقش‌هاي مؤثر تبديل شده‌اند.
تغيير روش اداره كردن سازمان‌ها
جريانهاي كاري و روش‌هاي انجام كارها و عمليات سازماني به كمك فناوري اطلاعات تغيير پيدا كرده كه اين تغييرات مي‌تواند بر روي مدت زمان انجام كارها و همچنين كيفيت كارهاي انجام شده تأثيرات به سزايي داشته باشد. سيستم‌هاي مكانيزه باعث بالا رفتن انعطاف‌پذيري سازمان‌هاست و در نتيجه باعث مي‌شوند كه تعريف مجددي از ساختارها و محدوده عملياتي سازمان صورت پذيرد.
تحولات همه كسب و كار سازمان های رسانه‌ای را در بر گرفته است، چنانچه پيشتر علت آن گفته شد خيلي بيشتر از اكثر صنايع و ادارات، وليكن عدم توجه به اولويتهاي فناوري اطلاعات در ساليان گذشته، عدم تبیین دقیق نقش كاركردهاي فناوري در اداره سازمان‌ها، عدم شناخت نقش فناوري اطلاعات در مهندسي مجدد سيستم‌ها، عدم شناخت نقش و ارزش اطلاعات تبديلي به دانش و بينش در رقابت‌پذير شدن سازمان، عدم تغيير متناسب ساختارها و شرح مشاغل سازماني و... همه نشانه‌هاي اين نگرش لازم‌الاصلاح است، آن هم در بالاترين سطوح سازماني.
نسبت فناوري اطلاعات و ارتباطات با سايت‌ها و سرويس‌هاي اينترنتي
اينترنت رسانه جديدي را ارائه كرده كه از فوريت و ناگهاني بودن  تكنولوژي‌هايي نظير تلويزيون و تلفن بهره‌مند است و آنها را با عمق و وسعت  ذاتي ارتباطات كاغذي تركيب مي‌كند. پيدا كردن اطلاعات و تطابق مردم با منابع مشترك، پديده‌اي كاملاً جديد است كه با قابليتهاي اينترنت مقدور شده است. جامعه اطلاعاتي همزمان با توسعه و گسترش اينترنت شكل گرفته است، حضور اينترنت در همه ابعاد زندگي فردي و اجتماعي انسان پررنگ است. به همين دليل وقتي كه صحبت از درجات شكل‌گيري جامعه اطلاعاتي در يك جامعه به ميان مي‌آيد، اولين معيار، ميزان دسترسي افراد به اينترنت است.
راه‌اندازي يك وب‌سايت مانند يك نشريه بسيار ساده‌تر از تداوم انتشار آن است، متأسفانه اكثر سايت‌هاي اينترنتي و صفحات وب از دل سيستم‌هاي يكپارچه اطلاعاتي تغذيه نمي‌شوند و به نوعي زودرس بدنيا آمده بودند، يعني شما زماني مي‌توانيد روي تداوم و بالندگي وب‌سايت و به روز آوري مداوم آن حساب كنيد كه زيرساخت اطلاعاتي حوزه سازماني يا حوزه كاري مربوطه را شناخته و گردش اطلاعاتي مذكور را در قالب سيستم‌هاي عملياتي طراحي و راه‌اندازي كرده باشيد
 وب سايت اينترانتي(داخل سازماني)، به صورت خودكار و عمدتاً با زيرمجموعه‌اي از اطلاعات حاصله خروجی از سيستم‌هاي عملياتي خریداری شده يا طراحي و پياده‌سازي شده توسط واحدهاي فناوري اطلاعات،  تغذيه مي‌شود، البته رابطه كاربري7 و  ورودي اين سيستم‌ها هم مي‌تواند تحت وب باشد.
وب سايت يكي از انواع خروجي‌هاي يك سيستم رايانه‌اي است. وقتي با آمدن اينترنت و ابزارك‌هاي ديجيتالي همگرا شده نظير تلفن‌هاي همراه هوشمند، خروجي‌هاي سازمان متنوع‌تر مي‌شود، نبايد انتظار داشت كه روش‌هاي سنتي اطلاع‌رساني، براي محيط وب جوابگو باشد.
قابليت يك بار ايجاد محتوا و تبديل آن به خروجي‌هاي متنوع، جزئي از بحث‌هاي دارايي‌هاي ديجيتال سازمان رسانه‌اي مي‌باشد. فلسفه وجودي چنين كاربردهايي از محتوا موجب تشكيل رسانه‌هاي رقابتي  با آرايش رسانه‌اي جامع همچون AOL Time Warner شده است كه كلاً در محيط سيستمي و فناورانه  فعاليت مي‌كنند.
مديران به جريان اطلاعاتي‌اي نياز دارند كه دانش سريع و محسوسی در مورد آنچه كه واقعاً در حال وقوع است و مخاطبان را متأثر كرده است به آنها ارائه شود. محيط وب به واسطه سادگي استفاده مي‌تواند مديران را توانمند كند، به شرطي كه كارشناسان رايانه و ارتباطات اين جريان را به خوبي تحليل كرده و در قالب سيستم‌هاي عملياتي براي استفاده‌هاي روزانه و تهيه گزارشات مديريتي تحت وب پياده‌سازي كرده باشند. سبك كاري وب8 در حال ايجاد تغيير در فرايندهاي كسب و كار سازمان است. حذف فاكتور مكان(استفاده از هر جا) و حذف فاكتور زمان(استفاده در ساعات مختلف شبانه‌روز) در قالب تعامل و مشاركت از مشخصه‌هاي اين سبك كاري است.
رابطه ديجيتالي شدن با فناوري اطلاعات و ارتباطات
با توجه به بعضي سوء برداشت‌ها، كمي توضيح درباره ديجيتالي شدن ضرورت دارد. امروزه لفظ ديجيتالي شدن و تركيباتي مانند اقتصاد ديجيتالي ، رسانه ديجيتالي، تلويزيون ديجيتال، راديو ديجيتال، روابط عمومي ديجيتال، گردش كار ديجيتال، شكاف ديجيتالي، دموكراسي ديجيتالي و... زياد شنيده يا ديده مي‌شود. تمام اين تحولات وقتي شكل گرفت كه براي هر ابزار يا واقعيت در دنياي واقعي، نسخه‌اي ديجيتال بر اساس مدل‌هاي رياضي ساخته شد كه مي‌توان براساس قواعد  جبربولي هرگونه  تغيير يا تبديلي را روي آن انجام داد. اين امكان كار و عمليات بر روي داده‌هاي گسسته (تئوري‌هاي رياضي گسسته و رياضي جديد را بخاطر بياوريد) توسط مدارهاي منطقي الكترونيكي و سپس اختراع و بهبود مدارهاي  مجتمع در ربع قرن اخير فراهم آمده و توسعه يافته است.
تبديل اطلاعات پيوسته(آنالوگ) و نسبتاً ايستا مانند تغييرات دما، صدا و نور به دو حالت(باينري9) كه از طريق نمونه‌برداري و توسط چيپ مبدل آنالوگ به ديجيتال صورت مي‌پذيرد، تبديل تمام داده‌هاي صوتي، تصويري و... به اين شكل يونيفورم، موجد پتانسيلي شده كه مبناي توسعه سيستم‌هاي جديد فناوري اطلاعات بوده است. این رشته های صفر و یک امکان بکارگیری الگوریتم های فشرده سازی10 داده‌ها را فراهم مي‌کند، که خود موجب بروز انقلاب دیگری در زمینه ذخیره سازی و انتقال صوت و تصویر با کیفیت بالا و حجم کم شده است. برای توضیح بیشتر هم‌اكنون عكس‌ها يا تصاوير  قديمي را با دستگاهي با نام اسكنر به صورت فايلي شامل داده‌هاي ديجيتالي با قالب مشخص(مثلاً فايل jpg) تبديل مي‌كنند، آنگاه نوارها يا كاست‌هاي صدا را با استفاده از كارت صدا11 يا مبدل خاصي بصورت داده ديجيتالي با قالب مشخص(مثلاً فايل mp3) تبديل مي‌كنند، نرم‌افزارهاي مختلفي كه براي ويرايش و عمليات بر روي اين فايل‌ها طراحي مي‌شود قابليت انعطاف و تنوع امكاناتي مانند تبديل، ذخيره‌سازي، ادغام و... را به كاربران عرضه مي‌كنند، خيلي از اين نرم‌افزارها يا بهتر بگوئيم ميان افزارها12 هم‌اكنون در چيپ‌هاي موبايل، رسيور ماهواره، دستگاه‌هاي پادكست و ديگر ابزارهاي ديجيتالي و داراي حافظه تعبيه شده است و به تناسب پيشرفت تكنولوژي و افزايش حافظه، امكان بهره‌برداري از نرم‌افزارهاي جاسازي شده پيچيده‌تر فراهم مي‌گردد. بسته‌هاي نرم‌افزارهاي تجاري و مخصوصي هم در بازار هستند كه قابليت نصب بر روي كامپيوترهاي شخصي را داشته و امكان عمليات بر روي فايل‌هاي ديجيتالي را فراهم مي‌كند كه كاربران به تناسب هزينه، ضروريات، امكانات و توانايي‌هاي خود از آنها بر روي كامپيوترهاي شخصي يا محيط‌هاي شبكه‌اي و اينترنت بهره مي‌برند. براي كاربردهاي خاص نيز سفارش طراحي نرم‌افزارهاي خاص به متخصصان داده مي‌شود.
علي‌ايحال، عمده موارد مربوط به تجهيزات جديد در حوزه صدا و تصوير  اعم از تبديل ، ذخيره سازي و انتقال مواد توليدي در يك نكته مشترك‌اند و آن لازم نداشتن پردازش و الگوريتم‌هاي پردازشي با منشاء يا هدايت نيروي انساني ماهر است. از اين رو پشتيباني‌هاي فني در زمينه‌ فناوري‌هاي نوين بيش از آن كه ارائه خدمات پردازش محور باشد، در رده‌بندي تجهيزاتي قرار مي‌گيرد.
راديوي ديجيتال و تلويزيون ديجيتال در اين دسته هستند وليكن اقتصاد ديجيتالي و روابط عمومي ديجيتال و خدمات كتابخانه ديجيتالي در دسته‌بندي‌ سرويس‌ها با الگوريتم‌هاي پردازشي و فرايندهاي داراي گردش كار دسته‌بندي مي‌شوند. هر قدر اين مفاهيم اخير داراي پيچيدگي و جنبه‌هاي مختلف و قابل بررسي هستند ، تجهيزات ديجيتالي مانند تلويزيون ديجيتال براي کاربران پيچيدگي كمتري دارند و اكثر مسائل سازماني به انتخاب يكي از چند استاندارد يا توجه به مزايا و معايب هم‌بندي‌هاي تجهيزات موجود در بازار برمي‌گردد13. مثلاً براي آن كه از مزيت ديجيتالي شدن تلويزيون به خوبي استفاده كنيم لازم است چرخه توليد، پخش و دريافت ديجيتالي باشد. دوربين فيلم‌برداري ديجيتالي، صحنه‌ها و صداي مربوطه را به صورت ديجيتال(رقمي ـ صفر و يك) ضبط مي‌كند، در ادامه فرايند، تدوين و افكت‌گذاري ديجيتالي انجام مي‌شود، سپس از مركز فرستنده تلويزيوني، صدا و تصوير به صورت ديجيتالي پخش مي‌شوند، از اينجا به بعد فقط تلويزيون‌هايي قادرند اين برنامه‌ها را دريافت كنند كه به گيرنده‌هاي ديجيتالي مجهز باشند تا بتوانند همانطور كه صدا و تصوير(اطلاعات) به صورت ديجيتال كدگذاري14 شده‌اند بصورت اوليه برگردانده شوند15. به علت اینکه موضوع جديد است، متخصص آن را كم داريم، هزينه‌هاي گزافي براي كارشناسي و خريدش لازم داريم وليكن در اين خصوص با موضوع پيچيده‌اي مانند طراحي گردش كار سيستمي و نرم‌افزار يكپارچه براي پردازش اطلاعات و توليد دانش براي تصميم‌گيري مديريت عالي سرو کار نداريم و در فرصت نسبتا" کمي ليست تجهيزات فهرست و مناقصه خريد آن هم انجام مي شود.
نقطه قدرت تلويزيون ديجيتال سرويس‌هاي نرم‌افزاري ارزش افزوده مبتني بر موتور گردش كار و پردازش داده‌هاي تبادل شده بين كاربران داراي گيرنده‌هاي ديجيتال با يكديگر يا بين آنها و فرستنده ديجيتال است كه به صورت بسته نرم‌افزاري، مطابق با استانداردهاي مربوطه و بر طبق نياز كاربران حوزه صف و ستاد طراحي سيستمي و پياده‌سازي شده و ارتباط آن در آخرين مرحله و قبل از ارسال به فرستنده با محتواي صدا و تصوير برقرار(ادغام اطلاعاتي) مي‌گردد.16 بسیار از هزینه‌های دیجیتالی شدن برای ایجاد سرویس‌های مذکور است.
كشوري چون انگلستان به لحاظ نرم‌افزارهاي كاربردي به بلوغ رسيده است و وقتي سرويس نشر و پخش تلويزيون ديجيتال خود را راه‌اندازي مي‌كند، نرم‌افزارهاي كاربردي خود مانند بانكداري يا نظرسنجی را با تغيير مختصر به محيط جديد انتقال داده و به دارندگان تلويزيون ديجيتال خدمات ارزش افزوده بانكي هم مي‌دهد. حوزه فناوری رسانه براي اجرای فرایندهای فوق بایستی هر چه سریعتر کارگروههای متخصص متشکل از انواع دانش های رسانه‌ای و سیستمی مورد نیاز را ساماندهی کرده و بر اساس اولویتهای بومی، نسبت به فاز بندی منطقی و تدوين برنامه جامع کشوری انتقال از آنالوگ به دیجیتال اقدام نمايد. (برای سرخط کردن بازار صنایع الکترونیک رادیو و تلویزیون ساز و وارد کنندگان و ... )
ديجيتالي كردن ارتباطات، مردم را به ارتباط جهاني ترغيب كرده است؛ چرا كه ديگر انتقال اطلاعات در سرتاسر جهان مي‌تواند تقريباٌ به طور هم‌زمان و به بهايي نسبتاٌ ارزان صورت گيرد. اين امر هم‌چنين، ادغام و پيوند عمودي را تشويق و ترغيب مي‌كند زيرا در راستاي تبديل تمامي اشكال ارتباط به قالب‌هاي ديجيتالي، محصولات رسانه‌اي نيز راحت‌تر قابليت انتقال ميان اشكال متنوع ارتباط را پيدا مي‌كنند. ارتباط ديجيتالي هم‌چنين، بنياني را براي هم‌گرايي بعدي رسانه‌ها، تكنولوژي ارتباطات راه دور (در درجة اول، سيستم ارتباط تلفني) و صنايع رايانه‌اي فراهم مي‌كند همان‌طور كه همة ارتباطات و اطلاعات، از جمله انتقال داده‌ها و اصوات، به قالب ديجيتالي درمي‌آيند، هيچ دليلي وجود ندارد كه شركت‌هاي تلفني  نتوانند در آينده، برنامه‌هاي تلويزيوني را از طريق خطوط ارتباط تلفنی پخش كنند و شركت‌هاي تلويزيوني كابلي نيز نتوانند ارتباطات تلفني را از طريق كابل‌هاي‌شان برقرار كنند. تلويزيون‌ها از بعضي جهات، مي‌توانند به كامپيوترهاي شخصي بدل شوند و برعكس شركت‌هاي كامپيوتري براي آن كه ارتباطات ديجيتالي را امكان‌پذير و سودآور كنند نرم‌افزارهاي لازم را تهيه خواهند كرد.
اين امر دو پيامد بسيار مهم دارد. نخست اين كه اتحاد رسانه‌ها، تكنولوژي‌هاي ارتباطات دوربرد و صنايع رايانه‌اي موجب مي‌شود كه بخش حاصله به بزرگ‌ترين و پررشدترين بخش اقتصاد جهاني بدل شود. (بر پاية ميزان سرمايه‌آوري بازار، سه شركت از چهار شركت بزرگ دنيا و سيزده شركت از پنجاه شركت بزرگ دنيا در اين بخش قرار مي‌گيرند.)
پيام دوم اين هم‌گرايي، جو تازة عدم اطمينان به آيندة رسانه‌ها، تكنولوژي‌هاي ارتباط راه دور و صنايع رايانه‌اي است. اگر در آينده، اينترنت يا هر شبكة كامپيوتري ديجيتالي مانند آن، بر ديگران غالب شود، چه بر سر رسانه‌هاي سنتي و شركت‌هاي تلفني مي‌آيد؟
جایگاه معماری سازمانی
اما در شرايطي كه امكانات تكنولوژي رسانه‌اي موجب افزايش كانال‌هاي رسانه‌اي شده، با مفاهيمي چون فردي شدن يا شخصي شدن رسانه، تعاملي شدن رسانه و تبديل مخاطبان به توليدكنندگان پيام و... مواجه شده‌ايم. همزمان موضوعاتي چون جهاني شدن تسريع شده و پيام‌هاي توليدي و محتوا مرزهاي ملي را درمي‌نوردند. اينها جنبه‌هاي جديدي از همان اثرگذاري مضاعف فناوري بر اصل كسب و كار رسانه است كه بنظر مي‌رسد مغفول واقع شده‌اند.
 در عصري كه فناوري ارتباطات و اطلاعات سبب ظهور الگوهاي نويني از كسب و كار و تعاملات اجتماعي گشته است، سازمان‌ها با چالش‌هاي جدي مواجهند. سازمان‌ها به عنوان نهادهاي اجتماعي متأثر از تحولات دچار پيچيدگي‌هاي روزافزوني در سيستم‌ها و تعاملات خويش گشته‌اند و به ناچار براي همراهي و يا رهبري در عصر تحول نيازمند برنامه‌ريزي و بازنگري خويش هستند. در اين شرايط، معماري به عنوان واژه‌اي آشنا در عرصه سازماني از نقش ويژه‌اي برخوردار شده است. «همان طور كه توانايي هر موجود زنده‌اي تا حد زيادي تحت تأثير معماري اندام و سيستم‌هاي زيستي وي است همانگونه كه زيبايي و كارايي يك ساختمان از نوع معماري آن نشأت مي‌گيرد، به همان دليل و دلايلي ديگر معماري سازماني نقش عمده‌اي در بازنگري و برنامه‌ريزي سازمان‌ها بر دوش دارد.»(O’ROURKE et al., 2003)
از آنجا كه حجم وسيعي از تحولات عصر جديد ناشي از فناوري اطلاعات و ارتباطات شمرده مي‌شود  سازمان‌ها نيازمند آن هستند كه چيستي خويش را حول مفاهيم و واژگان عصر جديد باز تعريف كنند. به عبارتي طرحي نو دراندازند و معماري جديدي را بر پايه فناوري اطلاعات و ارتباطات بنا نهند.
 نتیجه گیری
ما در دنيايي زندگي مي‌كنيم كه هر چه جلوتر ميرويم  ريسک تصميمات غلط بيشتر مي‌شود، در چنين شرايطي که مسائل پيچيده‌تر و تخصصي‌تر مي‌شوند، تصميم‌گيري در مورد آنها نيازمند نگاه و يافته‌هاي علمي است. «معماري سازماني» رويكرد تقريباً جديدي است كه امروزه به عنوان روشي مؤثر در تطبيق اهداف راهبردي سازمان‌های رسانه‌ای با فناوري‌هاي اطلاعاتي و ارتباطي مورد نیاز آنها شناخته شده است. مبحث فوق كه تقريباً از اوايل دهه نود و به موازات پيشرفت‌هاي چشمگير در حوزه فناوري‌هاي اطلاعاتي و ارتباطي آغاز شده است، روز به روز كاربردهاي بيشتري يافته و روش‌ها و ابزارهاي مربوط به آن در حال تكامل هستند.
پيچيدگي ذاتي فرايندهاي رسانه ملي و رسانه های متنوع در اختیار وزارت ارشاد، بزرگي ابعاد كار، انعطاف‌پذيري لازمه براي محيط رقابتي، همه و همه ايجاب مي‌كند تا تمام موارد مورد اشاره و مشابه آن در قالب معماري سازمان ديده شود، قالبي كه ساليان سال در دنيا براي سازماندهي انواع كسب و كارهاي نظامي، صنايع انرژي، سازمان‌هاي رسانه‌اي و... نیز متناسب با شرايط ديناميك سازمان‌ها و محيط متغير آنها تجربه شده و هم‌اكنون به شكل مناسبي استاندارد و قابل بهره‌برداري شده است. ديدگاه‌هاي جديد مديريت عموماً آميخته با بكارگيري وسيع فناوري اطلاعات بنا شده‌اند. مهندسي مجدد فرايندها يكي از نتايج معماري سازماني است.
محمد يادگاري
مدیر گروه دانش و اقتصاد شبکه تهران سیما

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: