کد خبر: ۱۲۹۵
تاریخ انتشار: ۰۲ تير ۱۳۹۴ - ۰۹:۱۳
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
الیاس حضرتی در گفت‌وگو با ماهنامه "دانش رسانه"مطرح کرد؛
وعده گفت‌وگو با مدیرمسئول روزنامه‌های "تعادل" و"اعتماد" بعد ازچند روز پیگیری در ساختمان این روزنامه‌ها گذاشته شد.زمانی که وارد دفتر الیاس حضرتی شدم او سخت مشغول گوش دادن به مذاکرات نمایندگان مجلس درباره اصلاح قانون احزاب بود.سخنانی که ازرادیو مجلس پخش می‌شد.حضرتی در بدو ورودم گفت: نمایندگان دارند سعی‌ می‌کنند هم چند حزب نیمه‌جان را هم زمین‌گیرکنند. قانون احزابی که درحال بررسی آن هستند، احزاب را نه تنها فعال‌تر و پویاتر نمی‌کند بلکه دربحران بزرگ هویتی قرار می‌دهد. هرچند که موضوع گفت‌وگو با این نماینده سابق مجلس شورای اسلامی" دیپلماسی ورسانه" بود اما دوست می‌داشتم با او درباره مباحث سیاسی و انتخاباتی هم گفت‌وگو کنم ؛اما قرارمان این نبود.آنچه در ادامه مي‌خوانید حاصل 45 دقیقه گفت‌وگو با الیاس حضرتی درباره مذاكرات هسته‌اي و رفتار رسانه‌هاي ايران است:

آقای حضرتی درطول یک‌سال و نیمی که از مذاکرات دولت تدبیر و امید با 1+5 می‌گذرد بخش بزرگی ازرسانه‌ها سعی کرده‌اند نقش چرخ پنجم مذاکرات را ایفا کنند.لیکن هستند تعدادی از رسانه‌ها که چوب لای چرخ مذاکرات گذاشته‌اند. به راستی نسبت دیپلماسی و رسانه در مذاکرات هسته‌ای چگونه است و یا چگونه باید باشد؟
برای پاسخ به این پرسش شما ابتدا باید یک تاریخچه‌ای را مرور کرد و سیاست‌های تیم مذاکراتی ایران را در طول یک و نیم دهه گذشته بررسی کرد. بعد از آن نسبت رسانه‌ و دیپلماسی را در مذاکرات هسته‌ای تحلیل کرد. در دولت هشتم مسئول مذاکرات دکتر روحانی بود بعد از او دکتر لاریجانی و سپس دکتر جلیلی مذاکرات را برعهده گرفتند. به طور مشخص دردوران دکتر لاریجانی و بعد دکتر جلیلی سیاست رسانه‌ای که در پیش گرفته شد؛ سیاستی بسته بود. یعنی اجازه نقد و تحلیل روند مذاکرات به رسانه‌ها داده نمی‌شد.شورای عالی امنیت ملی کشور در آن دوران هرازچندگاهی رسانه‌ها را دعوت می‌کرد و توضیحات کلی درباره مذاکرات می‌داد و توصیه‌هایی هم می‌شد که درخصوص اخبار مذاکرات باید رسانه‌ها چگونه عمل کنند. این جلسات به‌گونه‌ای بود که عموما توصیه می‌شد مطالب منتشر شده باید حالت تاییدی ‌داشته باشند. رسانه‌ها را به سوی بیان مطالب خاص هدایت می‌کردند. معتقد بودند از داخل کشور بایدیک صدای واحد شنیده شود. رسانه‌ها به طور کامل باید از مذاکرات و تیم مذاکره کننده حمایت جدی کنند. به عبارتی در آن دوران امکان نقد جدی مذاکرات وجود نداشت. سعی شده بود که تمامی اخبار و مطالب هسته‌ای که درانواع رسانه‌های مجازی و مکتوب منتشرمی‌شود رویکردی همسو با شعار"انرژی هسته‌ای،حق مسلم ماست" داشته باشند. بنابراین،این که می‌گویم فضای بسته‌ای در نقد و برسی مذاکرات وجود داشت واقعا وجود داشت .این موضوع ساخته و پرداخته ذهن نیست حقیقتا اگر رسانه‌های آن دوران را بازخوانی کنید درخواهید یافت که این تحلیل،تحلیلی درست و قطعی است. البته آن دوران گذشته است. دورانی که خساراتی زیاد برجای گذاشت. ندادن امکان نقد به رسانه‌ها و بستن فضای رسانه‌ای موجب شد تیم هسته‌ای نداند که چه‌ می‌کند و پرونده ساده‌ای را که می‌شد به راحتی حل کرد ؛تبدیل به یک معضل بزرگ و ملی شد وکار به جایی رسید که موضوع پرونده تبدیل به یک تهدید منطقه‌ای وجهانی گردید. اگر بخواهیم دوران دولت نهم و دهم و به خصوص دولت دهم را خلاصه و چکیده در پرونده هسته‌ای بازخوانی کنیم متوجه می‌شویم که 6 قطعنامه ذیل فصل هفتم شورای امنیت سازمان ملل روی دست ما مانده است از سویی دیگربا اقتصادی فشل و زمین‌گیر شده مواجه شده ایم.اقتصادی که محصول همان کاغذ پاره‌هاي !شورای امنیت سازمان ملل است. سیاست خارجی را شاید بشود در پایان دولت دهم به سیاست خارجی فقط مراوده با آفریقا خلاصه کرد، در صورتیکه جهان فقط آفریقا نیست. نبود امکان نقد در آن فضا شرایطی را فراهم کرد که پرونده هسته‌ای در چاه بزرگی گرفتار شود و اکنون تمام ایران و شاید جهان به این صرافت افتاده‌اند که پرونده مذکور را از شرایط حاد و بحرانی خارج کنند.

این فضای بسته فقط در پرونده هسته‌ای بود یا در سایر روابط دولت و رسانه هم حکمفرما شده بود؟
فقط محدود به فضای پرونده هسته‌ای نمی‌شد. دولت چنان شرایطی را درست کرده بود که هرگونه نقدی هم‌معنا و مترادف مخالف با اصل قانون اساسی محسوب می‌شد. یکه‌تازی دولت در عرصه اجرا و بی‌توجهی به موضوع نقدها کار را به جایی رساند که وزیر خارجه دولت ایران در یک سفر خارجی و در میان یک مذاکره رسمی با رئیس دولت یک کشور خارجی عزل می‌شود. این اتفاق عجیب و حیرت‌انگیز در هیچ دوره‌ای از تاریخ ایران تکرار نشده و امیدوارم دیگر هم تکرار نشود. چنین رفتارهایی جزبه دلیل بی‌توجهی به نقدهای سازنده چه می‌تواند باشد؟ بارها رسانه‌ها وحتی برخی مسئولان نظام در جلسات خود با مسئولان دولتی و شخص رئیس‌جمهور وقت هشدار داده بودندکه دولت یکه‌تازی می‌کند و باید به مدارقانون بازگردد که متاسفانه آب در هاون کوبیدن بود. دولت محترم بدون توجه به منافع و مضرات رفتارها ی خود چنان می‌کرد که خود می‌خواست نه عقل جمعی کشور.

می‌خواهم از این دوران زودتر عبور کنیم. چون همگان می‌دانند که خطاها و اشتباهات کجا بود و چگونه ما در این وضعیت خطرناک قرار گرفتیم. آنچه اکنون بیشتر مورد نظر ماست بررسی وضعیت و نسبت رسانه‌ها و دیپلماسی در مذاکرات هسته‌ای از ژنو به این سو است. لطفا در این خصوص نظرتان را بفرمایید.
قبل از آنکه وارد بحث مورد نظر بشویم ضروری است که شناختی از طرف‌های منتقد مذاکرات طی 2 سال اخیر داشته باشیم. در این مدت 5 بازیگر اصلی در عرصه مذاکرات و نقد و بررسی آن حضور دارند. گروه نخست دسته‌ای هستند که از ریشه با اصل مذاکرات مخالفند. آنها معتقدند از ابتدا دولت یازدهم سنگ مذاکرات را کج نهاده است. این دسته معتقدند که دولت و تیم هسته‌ای در حال از کف دادن منافع ملی هستند. نگاه دولت به مذاکرات تفاهمی را خطرناک می‌دانند. 

نسبت این منتقدان و مخالفان با تیم هسته‌ای گذشته چگونه است؟
در حقیقت همان افراد هستند یا مدافعان سرسخت همان تیم مذاکره کننده دولت دهم. این‌ها معتقدند دولت روحانی و شخص ظریف به دلیل مغلوب بودن نگاهشان نسبت به غرب و 1+5 از همان ابتدا با رویکرد عقب‌نشینی پای در مذاکرات گذاشته‌اند. این انتقادها درحالی مطرح می‌شود که رهبر انقلاب پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری دوره یازدهم فکر کنم در بهمن‌ماه 1391 طی سخنرانی از واژه نرمش قهرمانانه بهره بردند و فرمودند که در مذاکرات و تعامل با جهان غرب می‌توان با حفظ و رعایت خطوط قرمز تعالاتی را برقرار کرد. بنابراین اتهامی که اکنون منتقدان دولت و دکتر ظریف مطرح می‌کنند اتهامی بی‌پایه و اساس است. از طرف دیگر به این موضوع هم باید توجه کرد که طی 2 و 3 قرن گذشته چنین سابقه‌ای که قدرت‌های جهانی در یک طرف گفت‌وگو و ایران در طرف گفت‌وگو برای حل یک بحران بزرگ به گفت‌وگو و تعامل بنشینند وجود نداشته است.

این دسته از منتقدانی که فرمودید  با اصل مذاکره مخالفند چه اندازه به ابزار رسانه‌ای دسترسی دارند و با چه ویژگی‌ها و مؤلفه‌هایی قابل شناسایی هستند؟
این‌ها رسانه‌های مختلفی در اختیار دارند. چند خبرگزاری، روزنامه و حتی صدا و سیما مکرر نظرات این دوستان را منتشر می‌کند و یا پوشش کامل می‌دهد. جالب آنکه همین افراد در دولت گذشته معتقد بودند باید صدای واحد از داخل کشور شنیده شود. اما اکنون علم انتقاد و مخالفت را روی دوش گذاشته‌اند و سرتاسر ایران حمل می‌کنند. در این دسته از مخالفان هم لایه‌های مختلفی وجود دارد برخی از اینها حتی موافق تحریم و جنگ هستند.
برخی حتی کاسب تحریم شده‌اند. این‌ها هم کسانی هستند که موجب تولد و رشد بابک زنجانی‌ها شده‌اند. لایه دیگری از این منتقدان که از روی اعتقاد و مکنونات قلبی معتقدند که تحریم‌ها موجب رشد و توسعه دانش بومی و تولیدات ملی خواهد شد حتی در مجلس طرح‌هایی را مطرح می‌کنند که اصل مذاکرات را متوقف کرده و سپس مذاکرات را به گذشته بازگردانند. اما جریان و  بازیگر دوم در مذاکرات گروهی هستند که به  حق و از روی دلسوزی به مذاکرات نقد دارند و البته معتقدند که باید تمام متن گفت‌وگوها در اختیار حداقل نمایندگان ملت قرار گیرد. این‌ها دوستانی هستند که در مجلس و احزاب و دانشگاه‌ها حضور دارند. از جمله دکتر حداد عادل، دکتر احمد توکلی و برخی دیگر از نخبگان سیاسی و اجتماعی کشور جزو این دسته محسوب می‌شوند. بازیگر سوم موافقان مذاکرات اما منتقد هم هستند که تعدادی از این دوستان در میان اصلاح‌طلبان حضور دارند. این دسته از منتقدان موافق مذاکرات با بازیگران دوم تقریبا هم‌پوشانی دارند فقط تفاوت آنها در جریان‌های سیاسی برآمده از پایگاه فکری خاص خود هستند. بازیگر و جریان چهارم که تعداد اندکی هم هستند به شدت نگران انتقادها هستند. اینها معتقدند که باید مذاکره کنندگان را تا حد نهایت حمایت کرد و از هرگونه نقدی دوری کرد. البته این جریان بیشترین ضریب نفوذ را در داخل  دولت دارند. برخی از مقامات وابسته به دولت و یا حامیان اصلی دولت معتقدند باید در خصوص مذاکرات از هرگونه نقدی پرهیز کرد. اما بازیگر پنجم تیم مذاکره کننده هستند. تیمی که به نظر من در مظلومیت کامل در حال مذاکره طاقت‌فرسا، سخت و پیچیده است. مذاکراتی که گاه به 9 ساعت در یک روز می‌سد آن هم در یک اتاق کوچک و مقابل 40 دیپلمات بزرگ و کارکشته جهان. در این شرایط و با این توصیف آیا نباید به مظلومیت آنها اعتراف کرد.

برخي واقعا این موضوع قابل توجه است اما فکر نمی‌کنید بخش رسانه‌ای دولت در بازتاب زحمات و مظلومیت مذاکره‌کنندگان تا حدودی کاستی دارد و نتوانسته است به خوبی عمل کند؟
قطعا ناتوان عمل کرده است. متاسفانه یک پیوست رسانه‌ای در دولت درخصوص مذاکرات تدوین نشده است. پیوستی که همه رسانه‌های حامی دولت را بسیج کند و یا دست‌كم حمایت کند تا آنها هم از تیم مذاکره کننده حمایت جدی رسانه‌ای کنند. اگر می‌بینید که برخی از رسانه‌ها هر روز یا هرازگاهی مطالبی را در حمایت از تیم هسته‌ای منتشر می‌کنند این‌ها از توان و اندوخته شخصی خود بهره می‌برند هیچ هماهنگی و حمایتی از جانب دولت و وزارت خارجه صورت نمی‌گیرد و همین موضوع بر مظلومیت تیم هسته‌ای می‌افزاید.اماوظیفه داریم روند مذاکرات و از جمله بیانیه سوئیس را از طریق هیات مذاکره کننده کشورمان دریافت کنیم نه آنکه هر آنچه طرف مقابل بیان کنند را تایید کنیم.تیم مذاکره کننده ایران بسیار زحمت کشیدند اما به دلیل نبود رسانه قوی نتوانستند دستاوردهای خود را به طور شایسته مطرح کنند.برخی به دنبال این مهم هستند که به طور کلی مذاکرات را پایان دهند؛ آنها از راه‌هاي مختلف این موضوع را دنبال مي‌کنند.

شما به طور مشخص دولت را مقصر می‌دانید و معتقدید بدان اندازه که منتقدان از رسانه برای نقد و تحلیل مذاکرات بهره می‌برند، دولت بهره‌ای نبرده و نتوانسته به یک اقناع عمومی دست پیدا کند. اگر واقعا این برداشت من درست است مشکل در کجاست؟ دولت نمی‌داند دارد چه می‌کند یا مسوولان بخش رسانه‌ای دولت نتوانسته به وظیفه خود درست عمل کند؟
من معتقدم دولت می‌داند دارد چه می‌کند. همین که وزیر خارجه و تیم هسته‌ای دانشگاه به دانشگاه می‌روند و به اقناع اساتید و دانشجویان می‌پردازند حکایت از توجه آنها به رسانه و توجه به نفس اقناع عمومی است اما بخش رسانه‌ای دولت و وزارت خارجه در این خصوص خوب عمل نکرده است. احساس می‌شود آنها به اهمیت موضوع پی نبرده‌اند و یا درک درستی از اقناع افکار عمومی در مذاکرات هسته‌ای ندارند. پاسخ به شبهات  منتقدان باید در یک فرآیند سیاستگذاری رسانه‌ای قرار گیرد و در قالب بسته‌های رسانه‌ای به مخاطب ارائه گردد.
از طرف دیگر دوستان مذاکره کننده هم جنگ نرم و رسانه‌ای را یا بلد نیستند یا آنکه به اهمیت آن پی نبرده‌اند. چنانچه درست در وسط مذاکرات وزیر خارجه آمریکا به یک بهانه‌ای از اتاق مذاکرات خارج می‌شود و با یک‌ گفت‌وگوی چندثانیه‌ای بحران بزرگ خبری ایجاد می‌کند و این نشان می‌دهد آنها برای موضوع و جایگاه رسانه در مذاکرات استراتژی دارند.

شما اصرار بسیاری دارید که دولت در عدم هماهنگی و عدم حمایت از رسانه‌های موافق و حامی مذاکره‌کنندگان سهم بسیاری دارد این موضوع به استراتژی‌ها باز می‌گردد یا افراد و مسوولان رسانه‌ای در دولت؟ 
به افراد باز می‌گردد. این افراد ظاهرا دستشان زیاد باز نیست و یا اینکه خود آنها هم اطلاع درست و دقیقی از مذاکرات ندارند. معاونت مطبوعاتی و حوزه اطلاع‌رسانی دفتر رئیس‌جمهور در یک ارتباط و اتصال شبکه‌ای حمایتی از تیم مذاکره کننده نیستند. اگرچه مسئولان رسانه‌ای دولت چه در نهاد ریاست جمهوری و چه حوزه معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد هرکدام از متخصصان عرصه‌ رسانه هستند اما این عدم پیوست و هماهنگی و شاید نداشتن استراتژی و حتی اطلاعات درست و دقیق از مذاکرات راه را برای منتقدان بی‌محابا باز کرده تا هرآنچه را فکر می‌کنند درست بیان کنند و هر روز و هر لحظه بر دامنه شبهات بیفزایند. 

فکر نمی‌کنید افرادی که اکنون در مقام مسئول در معاونت مطبوعاتی و دفتر اطلاع‌رسانی رئیس‌جمهور حضور دارند به دلیل آنکه خود از اردوگاه رقیب آقای روحانی برآمده‌اند اعتقادی به کار رسانه‌ای و حمایت رسانه‌ای از تیم مذاکره کننده ندارند؟ 
برخی از موافقان تیم مذاکره کننده که در رسانه‌ها هم قلم می‌زنند معتقدند یکی از دلایل همین است. من نمی‌خواهم به این موضوع به عنوان یک علت تامه دامن بزنم هرچند می‌توان به آن توجه خاص داشت چرا که دفاع و تدوین استراتژی برای دفاع از دولت نیازمند اعتقاد قلبی است از سوی دیگر بخش رسانه‌ای دولت ذیل یک مدیریت کلان‌تر قرار دارد و تا آن مدیریت کلان اراده نکند نمی‌توان توقع خاصی از زیرمجموعه‌های نهاد ریاست جمهوری و یا وزارت ارشاد داشت.
آقای حضرتی طرف مقابل از رسانه چگونه بهره می‌برد؟ آنها برای بسیج افکار عمومی جهان علیه مذاکرات چه کرده‌اند؟ 
نکته همینجاست، آنها به شدت و فوق‌العاده روی موضوع رسانه و مدیا تسلط دارند. جنگ نرم و رسانه‌ای از تخصص‌های آنهاست. مثلا همین موضوع فکت شیت چیزی جز بهره‌ بردن از جنگ رسانه و یا جنگ سرد نیست. آنها در حین مذاکرات و درحالی که نظرها در حال نزدیک شدن به هم است در اتاق بغلی و یا در دفتر مسئولان آمریکایی تیمی از دیپلمات‌ها و متخصصان رسانه کنار هم نشسته‌اند و در حال تنظیم متنی هستند که بتوانند جریان رسانه‌ای را در اختیار خود بگیرند.این در حالی است که به نظر مي‌رسد رسانه‌هاي ایران نتوانسته اند آن طور که باید به مسئولیت رسانه‌ای خود در حوزه برنامه هسته ای کشورمان بپردازند و در مقایسه با رسانه‌هاي غربی، تاثیر به مراتب کمتری بر افکارعمومی کشورهای تاثیرگذار داشته‌اند. حتی در مورد اطلاع رسانی به افکارعمومی داخل کشور نیز دیده مي‌شود که در خبرها و تحلیل‌هاي مرتبط با پرونده هسته ای کشورمان، مطالبی به طور آماده از خبرگزاری‌هاي خارجی اخذ مي‌شود و با ترجمه خبرهای این خبرگزاری ها، خوراکی برای خبرگزاری‌هاي داخلی فراهم مي‌شود. این در حالی است که خبرگزاری‌هاي خارجی معمولا در پرداختن به رویدادها، از نگاه و زاویه خودشان به موضوع نگاه کرده اما مدعی هستند که، رسانه‌هاي غربی به طور بی طرفانه به موضوع هسته ای ایران مي‌پردازند.

به عنوان آخرین سؤال لطفا بفرمایید آیا رسانه واقع‌بین به مذاکرات هم در کشور وجود دارد؟ اینگونه که احساس می‌شود رسانه‌ها دو دسته شده‌اند موافقان و مخالفان گفت‌وگو و توافق، شما به عنوان یک روزنامه تاثیرگذار چه کرده‌اید؟
من به جرات می‌توانم مدعی شوم در مجموعه آثار منتشر شده در روزنامه اعتماد و  تعادل هم به دفاع از مذاکرات و تیم مذاکره کننده پرداخته‌ایم و هم به نقد آنها. ما می‌خواهیم واقعا به تیم هسته‌ای کمک کنیم و این تلاش جز در سایه دید واقعیت‌ها و حقایق مذاکرات امکان‌پذیر نیست. بنابراین برای باقی ماندن در تاریخ باید نقد منصفانه داشت.

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: