کد خبر: ۱۲۷۷
تاریخ انتشار: ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۴ - ۱۷:۵۰
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
در فضای تعاملی روابط ایران با جهان، دیپلماسی عمومی ابزاری برای پیشبرد سیاست خارجی و دستیابی به منافع ملی به شمار می رود؛ ابزاری که کاربرد آن نیازمند ظرافت و هماهنگی دستگاه های گوناگون حاکمیتی کشور است.
واقعیتِ انکار ناپذیر این است که پس از امضای توافق فراگیر (جامع) هسته یی میان ایران و قدرت های بین المللی شاهد گشایش های عظیمی در روابط گوناگون کشورمان با جهان خارج خواهیم بود. افکار عمومی، به ویژه در کشورهای غربی که سال ها مخاطب فرایند ایران هراسی بوده است، پس از توافق احتمالی به دنبال بازشناسی ایرانیان و نیز تمدن، فرهنگ، ویژگی ها و ظرفیت های ایران خواهد بود.

در چنین فضایی اهمیت استفاده از دیپلماسی عمومی برای تاثیرگذاری بهینه بر افکارعمومی و به دنبال آن رویکرد کشورها در جهت هموارسازی مسیر کسب منافع و اهداف ملی بیش از پیش نمایان می شود. یکی از تعریف های ارایه شده از این گونه ی دیپلماسی که برخی از آن با عنوان «دیپلماسی نرم» هم یاد می کنند ناظر بر تلاش های یک دولت برای اطلاع رسانی، ایجاد درک متقابل و نیز تاثیر بر افکار عمومی ملت های دیگر است. این تلاش ها طیف گسترده یی از اقدام ها را در بر می گیرد که شامل مبادله های علمی، فرهنگی و ورزشی، بکارگیری رسانه های رادیویی، تلویزیونی و اینترنتی و همچنین بهره برداری از کتاب ها و نشریه ها است.

دیپلماسی عمومی را می توان موضوعی میان رشته یی و برگرفته از حوزه هایی همچون روابط بین الملل، ارتباطات و روابط عمومی به حساب آورد. به باور برخی تحلیلگران، این گونه از دیپلماسی همان است که «جوزف نای» نظریه پرداز برجسته ی علوم سیاسی و روابط بین الملل آن را «قدرت نرم» می نامد. از دیدگاه وی، قدرت نرم، توانایی اثرگذاری بر دیگران برای بدست آوردن پیامد مطلوب توصیف می شود و مهمترین راه برای کسب قدرت، جذب دیگران به شیوه هایی غیررسمی است زیرا دستاوردهای این شیوه بسیار ماندگارتر و تاثیرگذارتر از سیاست «چماق و هویج» خواهد بود.

وزارت امور خارجه ی آمریکا در دهه های پایانی سده ی گذشته و پیش از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، دیپلماسی عمومی را به عنوان برنامه هایی با حمایت دولت ها با هدف اطلاع رسانی یا تاثیرگذاری بر افکار عمومی دیگر کشورها مورد شناسایی قرار داد و به کار برد؛ برنامه هایی که ابزار اصلی آن انتشار متن، تصاویر، مبادله های فرهنگی و رسانه های عمومی است.

به این ترتیب، گذشته از دیدارهای سیاسی و دیپلماتیک، موضع گیری ها و نیز توافق های رسمی، رده های گوناگون مدیریتی کشورها از روش های نرم برای پیشبرد منافع ملی بهره می برند. مجریان سیاست خارجی کشور ما نیز به نوبه ی خود در کنار کاربرد دیپلماسی رسمی، از مزیت های دیپلماسی عمومی غافل نبوده اند. البته این گونه از دیپلماسی دارای ظرافت ها و الزام های خاصی است که تنها به حوزه ی کارکردی نهادی چون وزارت امور خارجه باز نمی گردد و از همین رو پیشبرد آن شرایط ویژه یی را می طلبد.

روی سخن این یادداشت به ماجرای دعوت از «رونی کلمن» قهرمان هشت دوره ی رقابت های بدنسازی سنگین وزن جهان بر می گردد. هدف اصلی نوشتار حاضر تایید یا رد این اقدام نیست اما باید گفت تلاش در زمینه ی پیشبرد دیپلماسی نرم و دعوت از چهره های سرشناس علمی، فرهنگی، هنری و ورزشی با رعایت شرایط قانونی، عرفی، سیاسی و ... کشور اقدامی کارآمد و تاثیرگذار است.

انتشار اخبار دیدارهایی از این دست می تواند تاثیر ملموسی بر افکار عمومی جهان داشته باشد و تا حد زیادی انگاره های ناصحیح رسوب کرده بر این افکار را بزداید. این همان شیوه یی است که کشورهای کوچک حاشیه ی خلیج فارس در چند سال گذشته به شدت بر آن تمرکز کرده اند تا چهره ی مطلوب و حتی در پاره یی موارد دستکاری شده از خود نشان دهند. این کشورها با برگزاری رقابت های بزرگ ورزشی، جشنواره ها و نمایشگاه های گوناگون بین المللی که برای مخاطبان جهانی دارای جذابیت است، تلاش کرده اند از خود چهره یی متفاوت به مردم جهان عرضه کنند. بسیاری از کشورها به ویژه کشورهای یاد شده در کنار بهره گیری از مزیت های اصلی دیپلماسی عمومی، به عنوان یکی از دستاوردهای فرعی به صنعت گردشگری خود نیز رونق می بخشند.

متاسفانه ناتوانی در مدیریت و برنامه ریزی کارآمد سفر یک فرد شناخته شده باعث شد چند سمینار و کارگاه آموزشی که قرار بود این ورزشکار حرفه یی در کشورمان برگزار کند، لغو شود. همچنین انجام گرفتن برخی اقدام های نادرست باعث شد وی با نارضایتی کشورمان را ترک کند.

در این چارچوب بر این نکته باید تاکید کرد که می توانستیم به جای اجازه ندادن برای خروج از هتل، برگزار نکردن جلسه های آموزشی و تبلیغی، ندادن دستمزد وعده داده شده و ... به این ورزشکار حرفه یی، وی را به تبلیغگری تاثیرگذار برای کشورمان تبدیل کنیم.

نبود مدیریت دقیق برای برنامه ریزی هایی از این دست، پرشمار بودن مرکزهای تصمیم گیری، وجود خط قرمزهای گوناگون و تعریف نشده، هیاهوی شماری از رسانه ها با اهداف خاص و بزرگنمایی در مورد دستمزد و رویکرد سیاسی میهمان، نگاه اقتصادی صرف به چنین سفرهایی، اظهارنظرهای جهت دار در قالب تحلیل کارشناسانه، نبود تحمل و نداشتن روحیه ی آسان گیرانه و بسیاری دلایل دیگر باعث شد تا این فرصت از دست برود.

بدون شک حضور این ورزشکار آمریکایی، تنها فرصت معرفی جامعه و کشورمان به جهانیان نیست و در آینده نیز از این دست سفرها به وقوع می پیوندد. هنوز تعداد زیادی از افراد مهم، سرشناس و محبوب جهان هستند که آرزوی سفر به ایران را دارند. نکته اینجا است که نباید در این مورد غفلت کرد و فرصت های رسانه یی، علمی، فرهنگی و ورزشی را که ابزار دیپلماسی عمومی محسوب می شوند، از دست داد.

از آنجا که در آینده ی نزدیک و بعد از امضای توافق فراگیر(جامع) هسته یی میان ایران و قدرت های جهانی، این گونه فرصت ها برای مبادله های غیرسیاسی با کشورهای جهان بسیار بیشتر و بزرگ تر به وقوع می پیوندد، توجه به چند نکته در این چارچوب دارای اهمیت فراوان است.

در این پیوند، درک اهمیت دیپلماسی نرم و روش های موفقیت در آن از نخستین و مهمترین مسایلی است که مجریان چنین سفرهایی باید به آن توجه داشته باشند. همچنین برای مدیریت صحیح و برنامه ریزی مناسب این سفرها ضروری است نهادی خاص مسوولیت هدایت، پیشبرد و اجرای این برنامه ها را برعهده گیرد. در این شرایط است که هیچ فرد یا نهادی نمی تواند به سوء استفاده یا مانع تراشی در برابر این برنامه ها بپردازد.

در صورت استفاده ی بجا از ابزار دیپلماسی عمومی، چنین سفرهایی می تواند اثر مثبت، عمیق و کم هزینه یی را بر افکار عمومی مردم جهان داشته باشد و با ترمیم چهره ی وارونه به نمایش درآمده ی گذشته، بر نفوذ ایران در افکار عمومی جهانیان به ویژه در غرب بیافزاید.

*گروه پژوهش و تحلیل خبری ایرنا
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: