کد خبر: ۱۲۲۷
تاریخ انتشار: ۲۶ بهمن ۱۳۹۳ - ۲۰:۱۵
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
رسانه های ارتباط جمعی به عنوان یکی از ابزارهای مهم تاثیرگذار بر افکار عمومی و تغییر دیدگاه ها و نگرش ها، نقش موثری درپیشبرد مقاصد و اهداف دولتمردان استعمارگر جهت سلطه به سایر کشورها دارند.
جنگ نرم عبارتی است که در دهه گذشته در محافل جهانی شنیده شده و در سطح بین المللی به طور گسترده مورد استفاده تحلیلگران قرار گرفته است.

این مفهوم را نخستین بار 'جوزف نای' از دانشگاه هاروارد در سال ۱۹۹۰ میلادی در کتابی، تحت عنوان «تغییر ماهیت قدرت آمریکایی» مطرح کرد.

وی در سال ۲۰۰۴ میلادی مفهوم قدرت نرم را در کتاب «قدرت نرم؛ راه موفقیت در سیاست های جهانی» بسط داد.

در واقع تعریف علمی جنگ نرم عبارت است از «استفاده دقیق و طراحی شده از تبلیغات و ابزارهای مربوط به آن به منظور تاثیرگذاری بر عقاید، فرهنگ، سیاست، احساسات، تمایلات، رفتار و مختصات فکری دشمن با توسل به شیوه هایی که موجب پیشرفت مقاصد امنیت ملی می شود».

بنابر این جنگ نرم را می توان هرگونه اقدام نرم، روانی و تبلیغات رسانه ای دانست که جامعه را نشانه گرفته و بدون درگیری و استفاده از زور و اجبار، به انفعال و شکست وا می دارد.

تا پیش از پیدایش و بروز ایده جنگ نرم، بیشتر کشمکش های سردمداران دنیا با تکیه بر ادوات نظامی بود و بالطبع هر کشوری که ابزار جنگی غنی تر داشت؛ موفقت تر عمل می کرد.

البته با پیدایش رسانه های ارتباط جمعی نوین، برخی از دولتمردان به قدرت آن پی بردند اما این توان را آنان فقط در داخل سرزمین خود و برای تهییج افکار عمومی به کار می بستند که نمونه بارز آن «گوبلز» وزیر تبلیغات جنگ هیتلر و آلمان نازی بود.

پس از جنگ جهانی دوم و دوران جنگ سرد، کشورهای استعمارگر به سبب افزایش آگاهی ملت های جهان، دیگر همچون گذشته توان چپاول و یغمای مستقیم سرزمین هایی چون هند، الجزایر و غیره را نداشتند و بر این اساس هم یا بوسیله انقلاب مردم و یا ترس از فشار توده ها دست از لشگرکشی برداشته و مستشاران خود را به کشورهای خود فراخواندند؛ اما خوی استکباری همچنان با آنان بود و بر این اساس نیز سعی کردند با توسل به شیوه های دیگر این روند را ادامه دهند.

تاریخ معاصر ایران زمین نیز این گونه رفتارهای استعماری را تجربه کرده است؛ چه در زمان قاجار که بخش های بسیاری از این سرزمین از پیکره آن جدا شد و چه در نهضت مشروطه که با نفوذ عوامل خویش این قیام را سرکوب کردند.

حمایت از رضاخان میرپنج و تاسیس سلسله پهلوی، کودتای سیاه، سقوط دولت مصدق و هزاران مورد دیگر از جمله اعمال نفوذ کشورهای استعماگر در این سرزمین بود اما این روند با قیام امام خمینی (ره) متوقف شد.

پیروزی انقلاب اسلامی ضربه مهلکی بر پیکره استعمارگران این سرزمین بود و چون این پیر فرزانه با تکیه بر قرآن و اسلام، نور ایمان را دل های ایرانیان روشن ساخته بود، آنان چاره ای نداشتند تا با به راه انداختن جنگ تحمیلی شاید بتوانند از ساطع شدن این انفجار نور به سایر کشورها جلوگیری کنند.

تاریخ گواهی می دهد که در هشت سال جنگ تحمیلی، سربازان خمینی کبیر با لبیک به ندای ولی فقیه، با جان و دل در خدمت مکتب اسلام و ولایت بودند و در این مسیر پر فراز و نشیب، خون دل های فراوانی خورده اند تا این مشعل فروزان انقلاب همچنان پرفروغ مانده و خاموش نشود.

دشمنان بشریت پس از ناامیدی در این جنگ که جمهوری اسلامی ایران یک تنه با بعثیانی که مسلح به ادوات کامل نظامی تمامی کشورهای قدرتمند غربی و پول های بادآورده سران مرتجع عربی به پیروزی رسید؛ سعی در یافتن مسیری دیگر برای ضربه به این نظام شدند.

پیشرفت تکنولوژی و بروز رسانه های جدید، عرصه تازه ای را مقابل کشورهای استکباری قرار داد تا با سیطره زدن بر این فناوری ها، آنها را در خدمت خود قرار داده و این مرتبه با به راه انداختن «جنگ نرم»، شجره طیبه انقلاب را قطع کنند.

این اقدام آنان در رسانه هایشان همزمان با جنگ تحمیلی شروع شده بود اما متاسفانه در ایران برخی از مسوولان وقت علی رغم هشدارهای رهبری از این امر غافل بودند.

رسانه ملی یکی از سازمان هایی بود که به گواه کارشناسان در این جهت بسیار ضعیف عمل کرد و اگر شور و شوق انقلابی و یا جنگی در کشور نبود، به طور حتم این عملکرد ضعیف صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران می توانست ضربات مهلکی بر باورهای مردمان این سرزمین وارد کند.

ارائه اخبار یک طرفه و سانسورهای شدید در این مقطع زمانی سبب شده بود تا رادیوهای بیگانه همچون بی بی سی و یا صدای آمریکا منبعی برای کسب اطلاعات بیشتر و صد البته ارائه پیام آنان برای ذهن و باور مخاطبان شود.

رسانه های مکتوب کشور هم که تعدادش به اندازه انگشتان دست بود نیز همین مسیر را ادامه می دادند و می پنداشتند هر پیام آنان مثابه گلوله ای است که لاجرم بر ذهن مخاطبان نقش خواهد بست.

خوشبختانه این روند با روی کار آمدن دولت اصلاحات متوقف شد و مسوولان وقت به خوبی از شروع جنگ نرم دشمنان آگاهی یافتند و بر این اساس نیز با تکیه بر قانون اساسی، آزادی های مشروع رسانه ها را افزایش داده و سعی در مقابله با جنگ نرم دشمنان کردند.

هرچند در این دوران رسانه های مکتوب فعالیت هایشان بیشتر شد اما همچنان رسانه ملی سر در برف داشت و به وقایع و تحولات پیرامونی توجهی نمی کرد.

امروزه با کوچک تر و پیچیده تر شدن جهان به واسطه رشد روزافزون وسایل ارتباط جمعی از قبیل اینترنت و ماهواره، معادلات گذشته در تنظیم روابط بین کشورها تا حدود زیادی به هم خورده و جای خود را به معادلات جدیدی داده است؛ به گونه ای که به جای به کارگیری مستقیم زور، توجه قدرت ها به استفاده از قدرت نرم و ایجاد تغییرات از طریق مسالمت آمیز با به کارگیری شیوه های نوین مداخله در امور داخلی کشورها جلب شده است.

علاوه بر این، در این دوران رسانه ها به مثابه ابزاری اساسی برای اعمال سیاست های قدرت های زورمدار به کار می روند و رقابتی جهانی در عرصه نبرد رسانه ای شکل گرفته است؛ در این میان جنگ نرم با هدف گرفتن فکر و اندیشه ملت ها، نقش مهمی را در سست کردن حلقه های فکری و فرهنگی جوامع ایفا می کند.

بنابر این جنگ نرم، برای سلطه است و این امکان زمانی در دسترس است که سلطه گران بتوانند بر افکار عمومی استیلا یابند و همین امر این جنگ را نیازمند همکاری رسانه ای می کند؛ فضای سایبر، محیط الکترونیکی واقعی است که ارتباط انسانی را به شیوه ای سریع فراجغرافیایی و مستقیم و زنده میسر می کند؛ به عبارتی تئوری ادغام مکان در زمان یا تبدیل جهان جغرافیایی به دهکده جهانی به صورت واقعی با رشد و گسترش فضای مجازی اتفاق افتاد.

در کشورمان نیز در این دوران جنگ نرم در عرصه سایبری نیز شدت یافته و آماج حملات تهاجمی از نوع فرهنگی قرار گرفته است که با رصد و آگاهی دولتمردان و نیز هوشیاری و آگاهی به موقع مردم، اغلب تاکتیک ها و ترفندهای دشمنان و نقشه های شوم آنان را نقش بر آب کرده است؛ هرچند تاکنون نیز جنگ نرم همچنان ادامه دارد.

دشمنان نظام با بهره مندی از انواع رسانه ها همچون رادیو، تلویزیون، کتاب، سینما، تئاتر و غیره سعی در به انحراف کشیده شدن مسیر انقلاب را داشته و دارند و در این بین ایران نیز سعی در پاتک زدن به تک آنها را دارد؛ اما به باور کارشناسان این جنگ تاکنون به نفع جمهوری اسلامی ایران تمام نشده و این قصه ادامه دارد.

در چند سال اخیر اما رسانه ملی نیز متوجه این امر شده و با به روز کردن برنامه های خود با ذائقه مخاطبان به ویژه نسل جدید، ارائه اخبار نرم و دوسویه و نیز تشکیل شبکه های مختلفی چون خبر، العالم، پرس و هیسپان تی وی، سعی در جبران خطاهای گذشته خود دارد.

بر اساس این گزارش هر چند ظهور و بروز سایت های خبری مختلف در فضای سایبر امر مبارک و میمونی است؛ اما به نظر می رسد یک نهاد تصمیم گیر کلان در سیاست ها وجود ندارد و اغلب این رسانه های سایبری به سبب بهره مندی از بودجه های غیر مرتبط، فقط به فکر افکار عمومی داخل برای مقاصد خود بوده که اکثرا هم بدون برنامه ای مدون است.

این شرایط سبب شده حتی بزرگان نظام نیز گله مند از فضای موجود باشند.

«پیمان پاکزاد» استاد دانشگاه علوم ارتباطات در گفت و گو با خبرنگار ایرنا با اشاره به عرصه جنگ نرم اظهار داشت: در این جنگ آن طرفی پیروز می شود که علاوه بر باورپذیری جنگ نرم و تلاش در جهت خروج از وضعیت انفعالی، تلاش برای ایجاد اتحاد، همبستگی و همگرایی، نگاهی واقع بینانه به داخل و خارج از کشور داشته و با هوشیاری به شناسایی تکنیک های جنگ نرم و معرفی ماهیت آن بپردازد.

وی افزود: موضع گیری و اقدام به موقع و یکپارچه در مقابله با جنگ نرم، وحدت کلمه در منافع ملی و مصالح نظام، تمرکز و افشای جنگ نرم قبل از شروع آن، افزایش قدرت نفوذ رسانه های داخلی بر فضای خارج از کشور و بسترسازی برای آگاهی بخشیدن مخاطبان اصلی جنگ نرم از جمله اقدامات دیگر موثر در این زمینه تلقی می شود.

این استاد علوم ارتباطات جمعی، خاطرنشان کرد: بررسی کارکردهای رسانه های نوین در خصوص جنگ نرم از جمله راهکارهای رسانه های داخلی در مقابله با جنگ نرم رسانه های غربی به شمار می رود.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: