کد خبر: ۱۱۴۱
تاریخ انتشار: ۲۵ آذر ۱۳۹۳ - ۱۳:۳۶
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
در عجبم چه سخت، سرطان را سهل گرفته ایم؛ ناباورانه به دیوار غفلت تکیه زده ایم و انگار باور نداریم هرروز سرطان دارد در خانه ها را می زند.
برای من سئوال است چند نفر از جمعیتی (به باور برخی آمارها) میلیونی که حدود یک ماه پیش برای تشییع مرحوم مرتضی پاشایی خواننده موسیقی پاپ جمع شدند یا در شبکه های اجتماعی با خیل علاقه مندانش همراهی کردند هنوز به بعد دنبال راهکارهای پیشگیری از سرطان یا افزایش آگاهی درباره این بیماری هستند؟

پرسش مهمتر و بعدی این است که این شهروندان اگر بخواهند آگاهی های خود را درباره سرطان بالا ببرند به کدامین منابع باید رجوع کنند؟ کدامین رسانه ها در این زمینه اطلاع رسانی درستی می کنند؟ مردم به کدام منابع اعتماد دارند؟

وقتی شخصیتی که برای مردم شناخته شده است به علت بیماری سرطان از بین ما می رود، خیلی ها به خودمان می آییم که باید در این زمینه کار کنیم؛ اما چندروز نشده فراموش می کنیم و به روزمرگی می افتیم؛ چطور می شود بیشتر رسانه های ما روزها دست روی دست بگذارند و انگار نه انگار که در این زمینه رسالت دارند؟

مگر نه اینکه از کارکردهای اصلی و حیاتی یک رسانه پس از اطلاع رسانی، آموزش است؟ چرا باید دست روی دست بگذاریم و آمار مبتلایان به سرطان همچنان روند فزآینده خود را ادامه دهد؟

مهمتر از آن، چرا نباید رسانه ها کمک کنند یک الگوی کامل و مورد اتکا از راههای پیشگیری از سرطان توسط مراجع علمی و پزشکی ارائه شود؟ چرا باید پزشکان طب سنتی ما یک چیز بگویند، سایر پزشکان چیز دیگری و هنوز مردم سرگردان بین چندنظریه که چه بخوریم، چه نخوریم مانده باشند؟

چرا بسیاری از مواد غذایی که به باور برخی پزشکان سرطانزا هستند باید با مجوز وزارت بهداشت تولید و در رسانه ها تبلیغ شود؟

چرا هنوز که هنوز است نقش آب، هوا، پارازیت و خیلی عوامل دیگر به عنوان عوامل درگیر با بیماری های مختلف برای شهروندان مشخص نشده است تا مردم حیران و سرگردان نباشند؟ چرا رسانه های ما نباید این وضعیت را تغییر دهند؟

آمارها احساسات ندارند، باورشان سخت است اما معاون وزیر بهداشت می گوید سالانه 85هزار نفر به بیماران سرطانی کشور اضافه می شود؛ این درحالیست که درهر سال بیش از یکصد هزار نفر نیازمند شیمی درمانی هستند.

در یک دهه گذشته سیلاب شتابنده سرطان همچنان رشد جهشی داشته است و انگار نه انگار که این تهدید جدی می تواند بدتر از این هم بشود.

چرا رسانه های ما نباید آگاهی افزایی درباره سرطان و راهکارهای پیشگیری از آن را در اولویت های روزمره و علمی خود قرار دهند؟ تا کی باید سلامتمان با متر رپرتاژ آگهی، اندازه شود؟

وقتی پای درد دل دست اندرکاران حوزه سلامت می نشینیم می گویند برای بسیاری از بدیهی ترین امور آموزشی در این حوزه، رسانه ها بویژه صداوسیما توقع هایی دارند که توان مالی لازم برای آنها وجود ندارد؛ حال آنکه بسیاری از این موارد امور اجتماعی مرتبط با جامعه هستند ودارای بار و ارزش خبری.

وضعیت بیماری های ناشی از سبک غلط زندگی، تغذیه، بی یا کم تحرکی، عوامل دخیل در سلامت روح و روان همه و همه این روزها شرایط ناگواری را در جامعه رقم زده است که اگر نگوییم چراغ قرمز، چراغ زرد را حتما روشن کرده است.

نیاز به آمار و رقم های آنچنانی ندارد دوروبرمان را داریم می بینیم که آستانه تحمل ها چقدر کاهش یافته است، شمار مراجعه بیماران به مراکز درمانی و داروخانه ها چه اندازه رشد کرده است.

رسانه امروز درکنار متولیان بهداشت و درمان و چه بسا مقدم بر آنان، رسالت خطیر آگاهی رسانی و آموزش دهی به شهروندان را برعهده دارد و در این مسیر، چند مورد مهم است:  

1.      ابتدا حرف مراکز علمی و درمانی طب سنتی و طب جدید ما درباره خوراکی ها و مضرات آنها یکی شود. اگر اتفاق نظر حاصل نمی شود، رسانه ها آنقدر بگویند تا به وضع مطلوب و وحدت رویه در این حوزه برسیم.

2.      متولیان بهداشت و درمان اگرچه در وزارتخانه بهداشت و درمان خلاصه نمی شوند، اما دست اندرکاران این نهاد جدی تر پای کار بیایند و در هم اندیشی و همکاری عملیاتی با رسانه ها برنامه های کوتاه، میان و بلند مدت طراحی کنند؛ با سخنرانی و یادداشت وزیر محترم و اینکه از مردم یا دیگران فقط بخواهیم و خودمان به طور اساسی وارد میدان نشویم، کار درست نمی شود.

3.      متولیان رسانه در همکاری با نهادهای متولی، پرونده های کاری مستمر باز کنند، اطلاعات علمی و کارشناسی لازم از نهادهای متولی گرفته شود و با تلفیق آنها با تکنیک های حرفه ای رسانه ای برای انتقال به مخاطب آماده شود.

4.       بارها گفته شده تبلیغ مستقیم دیگر جواب نمی دهد؛ استفاده از روش های تبلیغ غیرمستقیم درکنار برخی موارد محدود مستقیم، برای تغییر سبک زندگی و ارائه نکات آموزشی در حوزه سلامت باید در اولویت قرار گیرد.

5.      یادمان نرود اطلاع رسانی در این حوزه نباید امنیت روانی جامعه را برهم بزند، می توان هم مردم را آگاه کرد و هم مستمر گفت و هم امنیت روانی جامعه مشوش نشود.

* داود میاندهی - روزنامه نگار

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: